سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
269
تاريخ ايران ( فارسى )
قدرت و محافظت خواهد بود . اين دليل طورى در اذهان محكم مينمود كه تميستوكل بعجز افتاده بود ليكن در شوراى جنگى كه در تحت رياست اورىبياد منعقد شد شخصيت او باز ظفر يافته نظريات خود را پيش برد و ثابت نمود كه فقط احتمال نجات يونانيان اين است كه در آبهاى تنك محاربه كنند و در كرنت يقينا كثرت عدد ناوهاى جنگى ايرانيها اسباب غلبهء ايشان خواهد گرديد . درياسالار كرنتى خواست با تميستوكل معارضه كند به اين بهانه كه چون آتنيان وطن خود را از دست دادهاند حق اظهار عقيده ندارند . در پاسخ اين دليل تميستوكل گفت در اين صورت آتنيها به ايتاليا رفته وطن جديدى براى خود تهيه خواهند كرد و ديگر داعى نخواهند داشت كه در جنگ با ساير يونانيها شركت كنند . در اين حيصوبيص كه ممكن بود بعضى دستجات از جنك رو گردان شوند تميستوكل نسبت برفقاى خود حيله و دسيسه به كار برده تدبيرى كرد و يونان را نجات داد به اين معنى كه قاصدى نزد خشايارشا فرستاد و پيغام داد كه يونانيها در شرف عقبنشينى هستند و موقع آن رسيده كه به كلى آنها را مضمحل نمايد ، خشايارشا چون از يونانيها خيانتكارى مكرر ديده بود اين حرف را باور كرد و دستهء كشتى مصرى خود را كه دويست فروند بود فرستاد تا معبر غربى بين سالاميس و مگار « 1 » را مسدود مايند . پس از آن اصل ناوهاى خويش را از فالرون حركت داد و آنها در اطراف جزيرهء پسيتاليا در سه صف قرار گرفتند و آن جزيره را هم قشون پارسى متصرف شدند . خشايارشا گمان ميكرد نصرت و ظفر مسلم شده و عمدهء منظور او ممانعت از فرار يونانيان بود . اريستيد كه اخيرا از تبعيد مراجعت كرده بود خبر حركات ناوهاى پارسيان را براى يونانيان آورد و بر ايشان ظاهر شد كه يا بايد جنگ كرده غالب شوند و يا مضمحل كردند و به خوبى دانستند كه جان خود و خانوادهشان در گرو است . مزيتى كه بر پارسيان داشتند اتحاد قوميت بود و اينكه محاربه بايد در مجارى تنك واقع شود نيز براى آنها اسباب مساعدى محسوب ميشد . از آن طرف كشتىهاى پارسى دستجات مختلف بودند و
--> ( 1 ) - Megara